محمد رضا ریاحی روزنامه ستاره صبح
اگر بخواهیم دو چالش بزرگ را در فضای آموزشی امروز کشورمان نام ببریم ، بیراه نیست اگر یکی از آن دو چالش را «کنکور محوری» بنامیم و دیگری را « مهندس/ پزشک محوری » . کنکور محوری نگاه دانشآموز را از آزمایشگاه و خلاقیت و کار عملی به سمت تمرکز بیچون و چرا بر حفظ کردن سرفصلهای کنکوری می-کشاند و جوِ مهندسیزده و پزشکیزدهی جامعه هم پیش از آن , نگاهِ دانشآموزان را از یک طرف نسبت به علوم انسانی، هنر و ادبیات مخدوش نموده و از طرف دیگر هم در همان حوزهی رشتههای ریاضی، فیزیک و زیست شناسی ,چند سال مهم دبیرستان را به تلاش در افزایش محفوظات و مهارتهای تستزنی وامیدارد. این دو رویکرد از کجا بروز پیدا کردهاند؟ در موضوعِ نمایش مصرف, جامعهشناسان اشاره میکنند که افراد به فرزندان خود و موفقیتهای تحصیلی آنها به عنوان فرصتی برای نمایش استفاده
میکنند.
علایق فرزندان و استعدادهای آنها گویی فراموش میشود و در یک رقابت, فرزندان پرچمداران سرافرازی یا سرافکندگی خانواده میشوند. مدرسه به دانشآموز فشار میآورد که بیشتر درس بخواند تا در کنکور نتیجه بگیرد (در چند رشته-ی خاص) و هم برای خودش و هم برای مدرسه افتخار بیافریند و خانواده هم دست مدرسه را میفشارد تا این فضا با جدیت دنبال شود و بسیاری چیزها مغفول میماند. قرار نیست دانشآموز درس نخواند یا در کنکور موفق نشود. این نوشته تلاش برای موفقیت در کنکور را رد نمیکند. اما این اتفاقات در مقیاس کشوری چه تبعاتی خواهند داشت؟ جایگاه پژوهش و تحقیق و کار گروهی و رشد در سایر ابعاد اجتماعی چه کسری از زمان تحصیلی را در بر میگیرد؟ با وجود حجم کثیر و فزایندهی دانشگاه و دانشجو آیا به همین نسبت کار و کار آفرینی و رونق اقتصادی محقق شده است؟ چرا نداشتن نسبت و همآهنگی بین تعداد دانشجویان و شکوفایی صنعت و اقتصاد ما را به فکر وا نداشته است؟ به تصور نگارنده چند مسئلهی مهم وجود دارد که مورد غفلت واقع شده اند. مهمتر از همه اهمیت پژوهش و نیاز به ایجاد معاونت پژوهشی در مدارس
است.
پژوهش از یک سو به عنوان رابطه و واسطهی کتاب و صنعت و از سوی دیگر به عنوان جایگاهی برای پیدا کردن استعدادهای نهفته و تفکر و تامل و مداقه در علم, زمینه بروز خلاقیت را فراهم کرده و دانشآموزانی چند بعدی و مستقل بار خواهد آورد. در واحدها و معاونتهای پژوهشی دانشآموز میتواند در سایر زمینههای علمی دست به تحقیق بزند, روش تحقیق را بیاموزد, ابزار و وسایل را بدست بگیرد و هراس از ورود به عرصه-ی فعالیت و کار را از خود بیرون کند.
در طول تجربیات سالهایی که با دانشآموزان همراه بوده ام، دیده ام که بسیاری از آنها در کلاسهای پژوهشی استعدادهایی از خود بروز میدهند که هرگز به وجود آنها آگاه نبوده اند .چه بسیار علاقه و استعداد به هنر و ادبیات و علوم انسانی که در بین دانشآموزان رشتههای ریاضی و فیزیک مشاهده کردهام . و چه بسیار استعداد در انجام کار های آزمایشگاهی برای دانشآموزانی که از نظر معلم هایشان چندان علاقهای به درس نشان نمیدادند و به گفتهی آنها امیدی به آنها نمیشد بست. اگر معلم بتواند فکر پرواز را در سر دانش-آموز بیندازد, معلم پژوهشی به دانشآموز یاد خواهد داد چگونه با خلاقیت برای خودش یک جفت بال بسازد. یک جفت بال واقعی. این مثال شاید بتواند جایگاه تکمیلی پژوهش را نشان بدهد. نقدهایی که بر مدرسه و در نگاهی کلان تر به برنامه های آموزشی وارد است قرار نیست یک شبه محقق شوند یا در کوتاه مدت منجر به تحول شوند. این نوشته و یادداشتهای بعدی در این زمینه قصد دارند در چند بخش اشارههایی به مشکلات موجود کرده و در حد امکان راه حلهایی را برای آنها ارائه دهد. عزم عمومی برای هر چه بهتر شدن فضای مدرسه و تحصیل لازم است تا رفتهرفته بتوانیم تحقق این آرمانها را لمس کنیم.

محمد رضا ریاحی